خدا، امام، من!

بسم الله

اول : حق تعالی


اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيُمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيْهَا الْمَوْتَ وَيُرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ

خداوند ارواح را به هنگام «مرگ» قبض مي‏كند، و ارواحي را كه نمرده‏اند نيز به هنگام «خواب» مي‏گيرد، سپس ارواح كساني را كه فرمان مرگ آنها را صادر كرده نگه مي‏دارد، و ارواح ديگري را (كه بايد زنده بمانند) باز مي‏گرداند تا سرآمد معيني، در اين امر نشانه‏هاي روشني است براي كساني كه تفكر مي‏كنند.   سوره مبارکه زمر ـ آیه 42

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان در ذیل این آیه شریفه این چنین می فرمایند:

اول اينكه: نفس آدمى غير از بدن اوست، براى اينكه در هنگام خواب از بدن جدا مى شود و مستقل از بدن و جداى از آن زندگى مى كند.

دوم اينكه: مردن و خوابيدن، هر دو توفى و قبض روح است، بلکه اين فرق بين آن دو هست كـه مرگ قبض روحى است كه ديگر برگشتى برايش نيست، و خواب قبض روحى است كه ممكن است روح دوباره برگردد.

خـداى سـبـحان سپس آيه را با جمله (ان فى ذلك لايات لقوم يتفكرون ) تمام مى كند و مـى فـهـمـانـد كـه: مـردم مـتفكر از همين خوابيدن و مردن متوجه مى شوند كه مدبر امر آنان خـداسـت، و روزى هـمـه آنـان بـه سـوى خـدا بـرمـى گـردنـد و خـداوند سبحان به حساب اعمالشان مى رسد.

دوم: ائمه اطهار (ع)

امام باقر(ع) می‌فرمایند:
«پدرم از جدّم، رسول خدا(ص) حدیث کردند که: در روز قیامت منبرهایی از نور برای انبیا نصب می‌نمایند و منبر من از همه بلندتر است.
آنگاه خداوند می‌فرماید:«ای محمّد! خطبه بخوان و من خطبه می‌خوانم که هیچ یک از پیامبران نشنیده باشند و پس از آن برای اوصیا، منبرهای نورانی نصب می‌نمایند و منبر وصیّ من علیّ ابن ابی طالب(ع) از همۀ منبرها بلندتر است و علی(ع) به دستور حق، خطبه‌ای می‌خواند که اوصیا نشنیده باشند ... و جبرئیل ندا می‌دهد که هان! اهل محشر سرها به گریبان کشید و دیده‌های خود ببندید، همانا فاطمه(س) به جانب بهشت عبور می‌کند. حضرت در ملازمت فرشتگان با جلال و جبروت بر در بهشت فرود می‌آیند، پس فاطمه(س) توقّف می‌کند و التفات ایشان به جانب صحرای محشر است.
خطاب می‌رسد: «ای دختر حبیب من! اینک که دستور داده‌ام به بهشت روی، نگران چه هستی؟»
عرض می‌کند: «ای پروردگار من! دوست دارم چنین روزی مقام و منزلتم نزد اهل محشر معلوم شود.»
ندا می‌رسد: «ای دختر حبیب من! برگرد و در مردم بنگر و هر کس که در قلبش دوستی تو یا یکی از فرزندانت است، داخل بهشت گردان.»
و بعد امام(ع) فرمودند: 
«به خدا سوگند در آن روز، فاطمه(س) شیعیان و دوستان خود را از میان مردم چنان بر می‌چیند که مرغ دانه‌های خوب را از بد جدا می‌کند.
آنگاه فاطمه(س) با شیعیان خود در بهشت حاضر می‌شوند. خدا در دل ایشان می‌افکند تا دوباره به محشر التفات می‌کنند، خطاب می‌رسد: «این نگرانی شما برای چیست؟ همانا دختر حبیب من، از شما شفاعت کرد»، عرض می‌کنند: «خدایا! دوست داریم قدر ما در چنین روزی معلوم گردد.»
خداوند می‌فرماید:
«ای دوستان من! در میان جماعت بنگرید؛ هر کس که به خاطر دوستی فاطمه(س) شما را دوست داشت، هر کس به خاطر محبّت فاطمه(س) به شما طعام داد، به خاطر محبّت فاطمه(س) به شما لباس داد، به خاطر محبّت فاطمه(س) شما را به جام آبی سیراب کرد، یا غیبتی را از شما دور گردانید، دست او را بگیرید و همراه خود وارد بهشت کنید.»
امام باقر(ع) فرمودند: 
«به خدا سوگند که در محشر جز کافر و منافق و شکّاک نمی‌ماند.»

سوم: این بنده حقیر

بعضی از دوستان طبق عادت، قبل از خواب مطالعه می کنند.

انسان در خواب به آخرین مطالبی که از ذهن گذرانیده است توجه دارد.

شاید روح ما در خواب قبض شود ولی دیگر بازگشت نکند.

با این تفاسیر بهتر است چه کتابی را قبل از خواب بخوانیم؟

کتاب "کشتی پهلو گرفته" نوشته سید مهدی شجاعی را در این ایام فاطمیه از دست ندهید تا آخرین تصویری که در ذهنتان است غریبی زهرای اطهر(س) باشد تا مورد شفاعت واقع شویم، انشاءالله.

پیامک ها، خرید ها و لحظه های عید

بسم الله

قبل نوشت:

شاید این خاطره ـ داستان نوروزی ما برایتان جالب باشد.

اصل نوشت:

پیامک های عیدانه:

از چند روز قبل پیامک های تبریک سال نو سرازیر می شود به گوشی دو سیمکارت ما(جهت اطلاع و ریا)، شب و روز هم ندارد، وقت و بی وقت، انگار خواب و بیداری در این ایام دیگر معنا پیدا نمی کند، هر کسی هم به فراخور احوالاتش برای ما پیامکی روانه می کند، رفیق مداح اهل بیت از فاطمیه می نویسد و یکی، از نوروز باستانی برایم می گوید. مجردها دعای تاهل می کنند و متاهلین گرانی شب عید را طنز کرده اند. یکی هم که خیلی نخواست در این ایام عیدی به اپراتورهای تلفن همراه بدهد صرفا به جمله ی "نوروز مبارک" اکتفا می کند. و من که طبق سال های قبل اهل تبریک گفتن ( آن هم از نوع پیامکی اش) نیستم امسال هم همان شیوه را در پیش گرفتم، ولی به یکی از اساتیدی که این ترم در خدمتشان هستیم و یکی از دوستان قدیمی که روانه ی مسافرت دور و درازی است پیامکی فرستادیم و نوروز را تبریک گفتیم. 

خرید های عیدانه:

از جمله موضوعاتی که تنفر بسیاری دارم از آنها یکی درس اقتصاد توسعه است که با نمره درخشان 10 پاس کردیم و از شرش راحت شدیم و دومی اش خرید کردن است؛ آن هم از نوع خرید در بازارهای شلوغ. کفر انسان را در می آورد. نمی فهمی فروشنده دارد با تو حرفم می زند یا گوشی تلفنش را جواب می دهد یا دارد با آن خانمی که قیمت کالایی را از او پرسیده مکالمه می کند و یا دارد با آن مرد بر سر قیمت چانه می زند، اصلا وضعیتی است دردناک.

و متاسفانه توفیق شد چند قلم کالای ناچیز، خریدش به گردن ما بیفتد و چقدر تلاش شد که جا خالی بدهیم از زیر این مشقت عظیم، که نشد. 

اولین بار بود که از خرید یک کالا آن هم با قیمت 1000 تومان اینقدر عذاب می کشیدم، دقیقا به تورم 30 درصدی و فشار تحریم ها و مشکلات اقتصادی پی بردم و اینکه در بعضی مواقع ملت از جمله ی "مملکت صاحب نداره" استفاده می کنند از برای چیست. سر میدان "جمهوری اسلامی" شهرمان که اخیر نماد اسلامی اش را ترکانده اند و سفره هفت سین چیده اند وسط آن بعید نیست که بشود سر گردنه به تعبیر تجار. البته خیلی هم آب از آب تکان نمی خورد، چرا که اگر از 99 درصد همشهری های ما سوال کنید که میدان جمهوری اسلامی کجاست شاخ در می آورند به چه عظمت، که مگر شهر میدان جمهوری اسلامی دارد (میدان را ملت با اسمی دیگر می شناسند).

و کجا بود که اینقدر متحیر شدم از این همه شگفتی؛ آنجا که ...

ادامه نوشته