بسم الله

چند روزی هوا بارانی بود در دیار ما؛ و اینجانب قصد سفر کردم در آن هوا البته از نوع درون شهری. و از آنجایی که اینجانب خیلی اعتقادی به استفاده  از وسیله ای به نام چتر ندارم، در آن هوای بارانی قطرات باران بنشست بر روی شیشه های عینک و دیدگانم تار گشت. 

به سرعت سوار شدم بر آن تاکسی ای که لطف کرد ترمز مبارک را فشرده بود در کنار من. همه چیز تار بود، آدم ها، ماشین ها، خیابان ها و کوچه ها. چهره افراد خیلی واضح نبود، بعد از سوار شدن به تاکسی علاوه بر باران دیگر شیشه ی عینک، بخار هم گرفته بود.

 همیشه نگرانیم که نتوانیم بعضی چیز ها را ببینیم، اما داشتم با خود فکر می کردم چقدر خوب بود عینکی داشتیم که برخی از صحنه ها را نمی دیدم، مثل این عینک بخار گرفته من.

 شمار گناهان چشم با این عینک به شدت سقوط می کرد، باید به دنبال اینگونه تجهیزات برای گوش و زبان هم باشیم. 

باران همیشه بد نیست، بعضی وقت ها قطرات باران می نشیند بر روی شیشه ی عینکی تا انسان، خوب نبیند آن صحنه ای را که نباید ببیند.

وَمَن يَتَّقِ اللَّـهَ يَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لَا يَحْتَسِبُ ۚ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ فَهُوَ حَسْبُهُ

و هر که با تقوا باشد، برایش راه خروج از گناه پدید می آورد، و او را از جایی که گمان نمی برد روزی می دهد و هر کس بر خدا توکل کند او برایش کافی است.    سوره مبارکه طلاق آیات 2 و 3